
هفته ای دو روز بعدِ شرکت میرم کارهای حسابداری یک شرکت رو انجام میدم . باشهرمون 15 کیلومتر فاصله داره . وقتی بر میگشتم سوار یکی از ماشینهای توراهی شدم . عمومن این ساعت که برمیگردمکشاورزهای از سر زمینها بر میگردن . آقایی که پشت رل بود مثل کشاورزا بود . ازم پرسید دختر فلانی هستی؟ گفتم نه مال اینجا نیستم . بعد بهم گفت من مدیر مالی تربیت بدنی بودم باز نشست شدم حالا دخترم رو گذاشتم جای خودم . باور کنید ...
ادامه مطلب