روزی پر از اتفاق

خرید بک لینک
دیروز بعد مدتها 4 فیلم خوب دیدم . کلبه عمو تم . ویلاییها فیلم ربکا و فیلم نبرد نرتوا . این اخری رو خیلی

دوست دارم دههء شصت زمانی که نوجوان بودم از تلوزیون پخش شده بود و من لحظه لحظه اش یادمه

البته فیلم رو بدون سانسور دیدم . با بازی اورسن ولز یول براینر و فرانکو نرو . البته ویلاییها برام دلنشین بود

جنگ ویرانی شاید زودتر از موعد میشد تموم شه که نشد . و یک خبر بد که عصر جمعه به دستم رسید

فوت برادر یکی از صمیمی ترین دوستام . بیشتر از سه دهه است که دوستیم و خاطرات بسیار شیرین

و با مرگ ناگهانیش دلم ازرده شد . مجرد بود و بسیار مهربان و دوست داشتنی . ساز هایی مثل تار و

سه تار و سنتور میساخت و خوشنویس بود در حد ممتاز . حیف شد که رفت ناباورانه .

امروز هم مراسم تشییع هست و باید برم . البته از عصر که فهمیدم تا دیروقت اونجا بودم همراه دوستام

به حمید نگفتم امروز هم که مطلبش رو تو روزنامه خوندم در مورد اراجیف ترامپ . البته شوهر خاله ام هم

تو بیمارستان تو ای سی یو هست . شوهر خاله مهربان و دوست داشتنی با 88سال سن . عضو حزب

توده که 28 مرداد به خاش تبعید شده بود . بعد از تبعید که امد با خاله من ازدواج کرد مدیر مالی و رییس

یک کارخانه و بسیار انسان شریف . به قول پدرم اگر یک مرد خوب هست همان اوست با اینکه او پدرم

از نظر مذهبی تو قطب مخالف هم بودن اما همیشه با هم دوست و نزدیک بودن . برام جالبه که همچین

چیزی رو این روزها نمیتونی ببینی . پدرم مذهبی و شوهر خالم هنوز هم میگه خدا نیست . یک تعامل

بین افکار و عقایدشون بود و به هم احترام میگذاشتن و هیچ وقت بینشون بحث نشد . بعد فوت پدرم

همیشه میگفت که یک مرد واقعی از بین ما رفت درست حرفی که پدرم همیشه در موردش میزد یعنی

یک مرد واقعی و شریف . امیدوارم که همیشه سلامت باشه .

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:14  توسط نوا |
ماه مهر...

ما را در سایت ماه مهر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 18:10

صفحه بندی