تنهایی

خرید بک لینک
دلم میخواست از فردا برم پیشش اما نمیشه . جمعه همهء خواهرا و برادراش و مادرش رو دعوت کرده نهار

به خاطر خرید خونه ء جدیدش . تا اواسط مهر هم نمیتونیم همو ببینیم . تقریبن دو ماهه که همدیگرو ندیدیم.

وابسته نیستم به هیچ وجه اما دلم میخواست اینجا بود . ی غروبی با هم میرفتیم ی گوشه ای ی فنجون چای

با کیکهای شکلاتی که درست میکنم دو کلمه حرف عالی میشد . اما حیف که نمیشه و چاره ای هم نیست .

گاهی چشمامو میبندم و طعم بوسه هاش رو حس میکنم . وقتی محکم بغلم میکنه و موهای بلندمو نوازش

میکنه . وقتی صداش میزنم و میگه جونم . وقتی داره ی گزارش مینویسه و من یواشکی میبوسمش . بعد

تو آغوشش منو محکم بغل میکنه . حتی خساستش رو هم دوست دارم . اخه اصفهانیه و آثارش کاملن

در وجودش پیداست . هر دو عاشق هله هوله ایم . پفک تخمه شکلات .... وقتی آخر شب اینارو میارم و

با هم میخوریم و هردو عاشق بستنی شکلاتی انواع و اقسامش . وقتی از کار برام میگه و مشکلاتش

کمک فکری که ازم میخواد و عمومن هم کمکهام راه گشاش بوده کیف میکنم . زندگی خیل پیچیده است

انگار دور یک دایره داریم میچرخیم و همش سرجای اولمونیم . نمیدونم دیگه چرا هیچ کس به هیچی راضی

نیست و همه تنهاییم .

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:51  توسط نوا |
ماه مهر...

ما را در سایت ماه مهر دنبال می‌کنید

برچسب: تنهایی, نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: شنبه 1 مهر 1396 ساعت: 12:26

صفحه بندی