کلاس بود . اولین روز بعد از ظهری بودیم . همیشه عاشق مدرسه بودم . حتی یک دقیقه هم دیر
نرفتم . تا راهنمایی جزو شاگردهای ممتاز بودم . دبیرستان هم شاگرد خوبی بودم و از نظر اخلاقی
همیشه زبانزد مدرسه . تمام اولیاء مدرسه دوستم داشتن به عنوان ی دختر خوب و مودب و با اخلاق
حتی با سر شکسته و باند پیچی شده بدون اینکه از مرخصی استفاده کنم هم مدرسه رفتم کلاس سوم
ابتدایی . ما تا سوم بدون روسری مدرسه میرفتیم بعد اون دیگه ملزم به حجاب اجباری تو مدرسه شدیم .
البته هیچ وقت شاگرد منفعلی نبودم از اوناکه لوس مدیر و معاون مدرسه باشن . همیشه فعال بودم
تو کارهای فوق برنامه مدرسه مسابقات گروه سرود و خیلی کارهای دیگه همیشه حضورم پر رنگ بود
و تو کارهای گروهی همیشه پیشرو بودم و همیشه تابع گروه و افکار خلاقانه هم داشتم . هیچ وقت
ترسو و مامانی نبودم . همیشه خودم همه جا میرفتم البته زمان ما هم مد نبود که مامانا همیشه
باشن و خودم هم دوست نداشتم و رو پای خودم بودم و این خیلی بهم کمک کرد که تو اجتماع و
محیط کارم کم نیارم و روابط اجتماعیم همیشه عالی بوده . البته مثل همه همیشه اضطرابی
داشتم و اینکه همیشه معلمان ودبیرای خوبی داشتم . معلم کلاس اولم هست . ی خانم مومن
و معتقد و بسیار عالی که هیچ وقت هم ازدواج نکرد و حتی دوره قبل هم چادر میگذاشت و من
همیشه دوستش دارم .
هوای خنک پاییزی بوی ماه مهر همیشه مستم میکنه .
ما را در سایت ماه مهر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40