همه سخنرانی میکنند یک نهاری و هدیه و تمام . به قولی سمینهار . با واتساپ همدیگرو دیدیم.
البته گفتگویی نداشتیم . فقط یک دیدار بود . این هفته هم دیداری نیست یک جلسهء کاری از قبل
برنامه ریزی شده داره . من هم اصراری ندارم . بعد تعطیلات که هوا خیلی سرد شده بود و برف و
بارون تو جاده ها بود دو روزی هست که هوای آفتابی پاییزی و ملس شده .5شنبه دوستام تو ویلای
یکی از دوستام جمع شده بودن اخه شوهرها با هم رفته بودن تهران بهم زنگ زدن که بیا اخه ما حدود
بیشتر از 3 دهه هست که با هم دوستیم.از دوستان صمیمی اصلن حوصله نداشتم.5شنبه تا 2 شرکت
بودم بعدش از راه شرکت شرکت رفتم آرامگاه مزار پدرم . بارون هم میبارید مثل چشمام که میبارید بعدش
رفتم مرکز نگهداری کودکانبهزیستی که کودکان صفر تا 5 سال رو نگه داری میکنند . چند سالی هست
که میرم ی دختری هم داشتم به نام یکتا که وقتی 2 سالش شد یک خانواده به فرزندی قبولش کرد .
بعد هم اون خانواده بعد یک سال صاحب یک پسر شدن . و گفتن به برکت قدم یکتا بوده .اونجامنو
میشناسن البته الان دیر به دیر میرم اما قبلن ماهی یک بار حتمن میرفتم. دیروز رفتم به کارخونه ای رفتم
که هفته ای دو روز میرم هوا عالی بود . تو جاده خارج شهر تا ساعت 7 بودم بعدش ی سر خونه
خالم رفتم بابت حساب کتاب قرض الحسنه خانوادگی بعدش هم اومدم خونه تقریبت 8/30 رسیدم
خونه . 7/15 صبح از خونه رفتم بیرون 8/30 شب اومدم خونه . رو مبل ساعت 10 شب خوابم برد
امروز یکی از مشتریهایی که تو شرکت قبلی کار میکردم و از مدیران ارشد اداره صنایع هست بهم
زنگ زد و مشکلش رو مطرح کرد منم با اینکه خیلی گذشته اما انجامش دادم و خدارو شکر کارش
راه افتاد . اینها همه لطف خداست . خدارو شکر .امروز یک یادداشت عالی در رابطه با سخنرانی رئیس
جمهور نوشت خیلی لذت بردم . البته همیشه از نوشته هاش لذت میبرم و از همه مهمتر از خودش.
ماه مهر...ما را در سایت ماه مهر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38